عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )
39
زبدة التواريخ ( فارسى )
از لوازم دين و مردى است ، و او را غرور جوانى و داغ پدر باهم دست داده بود ، امير جهانشاه را به قتل آورد . چون خبر قتل امير جهانشاه و گرفتگان به اميرزاده عمر رسيد ، به غايت متفكر و متألم شد و تأسف بسيار خورد ؛ اما با قضاى آسمانى و اجل مقدر چاره نبود . آن شب فرمود تا پاس داشتند . روز ديگر فرزندان و متعلقان امير جهانشاه را بياوردند ، مرحمت پادشاهانه دربارهء ايشان فرموده بر خلاف تصور مردم ، ايشان را مراعات نمود و دلدارى كرد و نويسندگان مقرر فرمود كه جهت ضبط [ 1 ] اموال او به سلطانيه « 1 » و تبريز و نخجوان و ساير مواضع كه تعلقات ساخته بود ، رفتند . و مالى وافر و چهارپائى بسيار حاصل كرده به خزانه و گلهبانان رسانيده و تا قريب دوهزار تومان از آن او و امرا كه با او موافقت نمودند و نوكران و متعلقان به تاراج رفت . در اين واقعه امير رستم موسى و امير احمد جلاير با پسر خلاص يافتند و بگريختند . چون جار « 2 » به ولايت رسيد كه در هر موضع كه ايشان را گرفته بياورند ، امير احمد جلاير را با پسرش در حدود سر او [ 2 ] « 3 » بگرفتند . امير احمد را هم آنجا به قتل آورده سر [ 3 ] و پسرش را به اردو رسانيده و به ياسا « 4 » رسيد و رستم موسى را چون اجل مقدر نرسيده بود ، به سمرقند گريخت . و اين قضايا [ مجموع ] هنوز در
--> [ 1 ] . ت : حفظ . [ 2 ] . م و ل : سراه . [ 3 ] . ت : ندارد ، ل : سر او . ( 1 ) سلطانيه : توسط ارغون خان ( 683 - 690 ) بنياد نهاده شد ( حمد الله مستوفى نزهه - ص 61 ) ، شش كيلومترى جنوب راه زنجان و قزوين واقع است ، شهر سلطانيه توسط پسر ارغون ، الجايتو سلطان محمد تكميل گرديد ، چگونگى شهر سلطانيه را وصاف - الحضره در « تجزية الامصار » توضيح مىدهد ( ص 542 ) و نيز - حافظ ابرو - ذيل جامع التواريخ ص 10 - 8 و نيز حمد الله مستوفى تاريخ گزيده ، به اهتمام دكتر عبد الحسين نوائى ص 607 - 610 و ميرخواند ، روضة الصفا ج / 5 ص 427 و 428 . ( 2 ) جار : ( تركى ) ندا كردن ، احضار براى خدمت نظامى ، منادى ( فرهنگ شفيع ) . ( 3 ) سراو : همان سراب فعلى از شهرهاى مهم آذربايجان شرقى است ( - فرهنگ جغرافيائى ايران ج / 2 ص 263 ) جغرافيادانان مسلمانان آن را سراو يا « سرو » يا سراة ضبط كردهاند ( - ياقوت - معجم البلدان ج / 3 ص 64 و نزهه ص 98 ) . ( 4 ) به ياسا رسيدن : كشته شدن ، اعدام شدن ( فرهنگ اصطلاحات ديوانى ) .